محمد مهدى ملايرى

316

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هم ديوپرست ناميد و به همين‌جهت است كه كلمهء ديو كه عنوان خدايان قديم بود و هنوز هم در زبان هندى همين معنى را مىدهد و كلمه Dieu فرانسوى نيز از آن مشتق شده در زبان فارسى به معنى شيطان و وجود اهريمنى شده است ، زيرا همين خدايان در كيش زردشتى جايگزين شيطان شدند ، زردشتيان خود را مزديسنان يعنى پرستندگان اهورامزدا مىخواندند و پيروان خدايان قديم را كه به كيش زردشتى گردن ننهاده و در گمراهى باقى مانده بودند ديويسنان يعنى پرستندگان ديو لقب دادند . بنابراين اهورامزدا در كيش زردشتى همان مقام را دارد كه يهود در دين يهود . ولى با وجود اين ، كيش زردشتى به دوگانه‌پرستى معروف شده ، و در مآخذ اسلامى نيز داشتن عقيدهء به دو خدا ، يكى خداى نيكى و پاكى « اهورامزدا » و ديگرى خداى بدى و پليدى « اهرمن » ، به زردشتيان نسبت داده شده است . در صورتىكه زردشتيان خود را يگانه‌پرست مىدانند و به آن معنى كه در كتب اسلامى به آنها نسبت داده شده خود را دو خدايى نمىشمرند ، هرچند در كيش زردشتى مواردى هست كه اگر حكم به ظاهر شود شايد چنين عقيده‌اى را نشان دهد . و چون در هرحال عقيدهء به دو نيروى خير و شر از اركان آيين زردشتى و از جملهء چيزهايى است كه از ديانتهاى سابق آريايى در اين دين راه يافته و به صورت مخصوصى تكامل يافته ، و اثر مهمى در تاريخ گفت‌وگوهاى مذهبى و كلامى در تمام اديان و از آن جمله در اسلام و به‌خصوص به دست مانويها باقى گذاشته است بنابراين شايد مفيد باشد كه در اين‌جا چند كلمه‌اى هم دربارهء اين عقيده در كيش زردشتى و پيش از آن گفت‌وگو شود . انسان از نخستين روزى كه در امر جهان آفرينش و هستى به انديشه پرداخت با مشكلى روبرو شد كه پيوسته بزرگترين مشكل فكرى او بوده است . او خود را در جهانى ديد آميخته از نيكيها و بديها . در اين جهان چيزهايى ديد كه براى انسان نيك‌بختى و خوشى و شادى مىآورد ، و در مقابل چيزهايى را هم ديد كه جز رنج و درد و بدبختى نمىزايد . ديد كه ناموس تضاد از نيرومندترين و